محمد مهدى ملايرى

77

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كه به خط سريانى نوشته مىشده و در منطقه سواد يعنى سورستان دوران ساسانى و عراق امروز رايج بوده است . جالب توجه اين است كه ابن مقفع خود اين احتمال را مىداده كه آنچه او بيان كرده با زبان سريانى اشتباه مىشود به همين سبب براى رفع اين اشتباه به اين اكتفا نكرده كه آن را جزء اقسام فارسى شمرده بلكه يك كلمهء فارسى هم در آخر آن اضافه كرده كه تأكيدى براى فهم مقصود وى باشد و عبارت را بدين صورت بيان كرده : « و المكاتبة فى نوع من اللغه بالسريانى فارسى » يعنى مكاتبه در آن نوعى فارسى با خط سريانى بود و ابن نديم هم با كمال امانت همين عبارت را ، با همان كلمهء فارسى آخر آن‌كه بسا محتمل بود بدان توجه نشود و از قلم بيفتد ، نقل كرده ولى با همهء آن تأكيدها و احتياطها سرانجام همين كلمه از نظر كسانى كه اين روايت را مورد استفاده قرار داده‌اند دور مانده و در نتيجه اين بىدقتى در فهم مراد ابن مقفع براى ايشان اشتباهى روى داده كه آن را به ابن مقفع نسبت داده‌اند . همين موضوع يعنى نوشتن به سريانى و خواندن به فارسى را ابن مقفع در روايتى ديگر كه ابن نديم در موضوع خطهاى هفت‌گانه فارسى از او نقل كرده دربارهء يكى از اين خطها كه در فارسى آن را نامه دبيره ( خط همگانى و عمومى ) مىخوانده‌اند و در عربى « كتابه الرسائل » خوانده شده چنين بيان داشته كه برخى از كلمات اين خط به زبان سريانى قديم كه مردم بابل بدان سخن مىگفته‌اند نوشته مىشود ولى به فارسى خوانده مىشود . « 1 » گذشته از روايتهاى ابن مقفع و آنچه وى دربارهء زوارش ( هزوارش ) گفته كه آن هم كم‌وبيش از همين مقوله است ، تكه‌هائى از نوشته‌هاى پارسى كه به خط سريانى در كاوشهاى باستان‌شناسى يافت شده « 2 » مؤيد اين نظر و دليل اين تواند

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 13 - 14 . ( 2 ) . از آن جمله قطعه‌اى از زبور نسطورى به زبان فارسى و به خط سريانى كه در نزديك توفان كشف شده و ديگر قطعه‌اى است كه استاد فقيد هنينگ نشانى آن را داده و آن هم به زبان -